پنجشنبه , ۲۵ آذر ۱۴۰۰
قالب وردپرس دانلود آبجکت 3Dmax پرنده فناوری

بایگانی برچسب: شاعر

نصب بنای یادبود نظامی گنجوی در پایتخت بلاروس – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


نصب بنای یادبود نظامی گنجوی در پایتخت بلاروس

blank

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(اقطاع نیوز) به نقل از خبرگزاری بلتا- به تازگی بنای یادبود نظامی گنجوی در یک پارک در نزدیکی سفارت آذربایجان در مینسک، پایتخت بلاروس طراحی و اجرا شده و کارهای تکمیلی آن برای رونمایی نهایی در حال انجام است.

 ولادیمیر کوخارف، شهردار پایتخت بلاروس روز ۷ دسامبر با سفیر آذربایجان در بلاروس پیرامون احداث این بنای یادبود در منطقه مینسک به گفت‌وگو نشستند.

سفیر آذربایجان ضمن تشکر از  همکاری و مشارکت شخصی شهردار مینسک در نصب این بنای یادبود اشاره کرد: «ما می‌خواهیم در زیباسازی پایتخت بلاروس نقش داشته باشیم. کشور شما از جذابیت‌های بسیاری برخوردار است و ما همکاری‌های موثری را در همه زمینه‌ها توسعه و گسترش داده‌ایم و حالا برای سرعت بخشیدن به توسعه پیوندهای انسانی و فرهنگی به همراهی روسای جمهورمان نیاز داریم.»

وی در ادامه درباره نصب این بنای یادبود افزود «ما از این محل دیدن کرده‌ایم و بسیار زیبا به نظر می‌رسید و چشم‌انداز خوبی داشت. نیمکت‌ها آماده نصب بودند. امیدوارم هوا در طی چند روز آینده خوب باشد تا بتوانیم بعد از ۲۰ دسامبر مراسم رونمایی درخور و باشکوهی داشته باشیم.»

شهردار مینسک نیز اظهار امیدواری کرد که در روزهای آینده  این منطقه به مکانی برای ارتباط و برگزاری رویدادهای فرهنگی و ایجاد روابط دوستانه بین نماینده‌های ملیت‌های مختلف تبدیل خواهد شد.

نظامی گنجوی، شاعر و داستان‌سرای پارسی‌گوی ایرانی و تنها شاعری است که تا پایان سده ششم هجری توانست ادبیات غنایی را به حد اعلای کمال برساند. داستان‌های غنایی خمسه یا پنج گنج معروف‌ترین اثر نظامی گنجوی است که شامل ۵ مثنوی مخزن‌الاسرار، خسرو شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه است که شاعر حدود ۳۰ سال از عمر خود را صرف نظم و تدوین آن کرد. آرامگاه نظامی در حاشیه غربی شهر گنجه در جنوب غربی جمهوری آذربایجان قرار دارد.  

 



نصب بنای یادبود نظامی گنجوی در پایتخت بلاروس



نمایش در سایت منبع

بهار، واپسین غول جریان کلاسیک شعر فارسی بود – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


بهار، واپسین غول جریان کلاسیک شعر فارسی بود

blank
خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز)؛ امروز، ۱۸ آذر، یکصدوسی‌و‌پنجمین سالروز تولد محمدتقی بهار، ملقب به ملک‌الشعرا، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، تاریخ‌نگار و سیاست‌مدار است.

 
یحیی آرین‌پور در کتاب از «از صبا تا نیما» می‌نویسد: بهار ادبیات فارسی را نخست نزد پدرش آموخت و از هفت سالگی آغاز به سرودن شعر کرد. بهار از چهارده‌سالگی به اتفاق پدرش در مجامع آزادی‌خواهان حاضر شد و به واسطه انس و الفتی که با افکار جدید پیدا کرده بود به مشروطه و آزادی دل بست. دو سال پس از مرگ پدر در سال ۱۳۲۴ه.ق که مشروطیت در کشور مستقر شد، بهار بیست ساله در جمع مشروطه‌خواهان خراسان درآمد.
 
سروش مظفرمقدم، نویسنده، منتقد ادبی و از چهره‌های ادبی خراسان معتقد است که جریان مشروطه و ورود به جهان جدید، باعث شکوفایی ادبیات و دوری‌گزینی از مضامین کهنه، مدح‌نامه‌ها یا مضامین تکراری سلکی و عاشقانه-عرفانی شده است و می‌گوید: بهار با حفظ صلابت زبان و سبک خراسانی در اشعارش، با آغوش باز به سوی این جها‌ن تازه رفت. او توانست ضمن حفظ دیرینه زبانی و سبکی، در قصائد قطعات و حتا غزلیاتش، مضامین نو و به روزی را خلق کند.

ملک‌اشعرای بهار به‌واسطه مطالعات گسترده، آشنایی با زبان روزنامه‌نگاری و حضور در عرصه سیاسی به‌واسطه فعالیت‌های ژورنالیسی و سیاسی، در پیشبرد راهی که شاعران و نویسندگان هم‌عصر و بعد از او در شکل‌گیری جریان ادبی معاصر داشتند، نقش بسزایی داشت، پس باید بیشتر از اون خواند و دانست. 

 ملک‌الشعرای بهار به دلیل گستره فعالیت‌هایش علاوه بر سرایش شعر، در تاریخ معاصر شخصیت مطرحی است. روزنامه‌نگاری، تاریخ‌نگاری و سیاست‌مداری، از جمله فعالیت‌های این چهره ادبی به شمار می‌آید. این مساله را چطور ارزیابی می‌کنید؟
کاملا درست می‌فرمایید. ملک طیف وسیعی از فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی را دنبال می‌کرد که تقریبا در میان ادبای آن دوران بی‌نظیر بود. خب از انتشار روزنامه در خراسان و تهران گرفته تا نمایندگی مجلس شورای ملی، خصوصا در دوره‌های سوم و چهارم تقنینیه تا در برابر تغییر رژیم قرار گرفتن در سال ۱۳۰۴ و… این مرد به حق یک انسان چندوجهی است و چه در دوران خودش و چه در ادوار بعدی، حقیقتا بی‌نظیر و مثال‌زدنی است. خصوصا این‌که ملک به خاطر فعالیت‌های گسترده سیاسی و اجتماعی‌اش بهای گزافی پرداخت کرد. تا جایی‌که مجبور است بسیاری از کتاب‌ها و وسایل شخصی منزل‌اش را بفروشد و در کمال عسرت و تنگی زندگی کند.
 
به نظر شما این وجوهات، بر شعر ملک‌الشعرا نیز تاثیر داشت؟ مثلا رد سیاست‌ورزی‌هایش را می‌توان در شعرهایش هم دنبال کرد؟
بله موافقم. بسیاری از اشعار مطرح و معروف ملک‌الشعرای بهار یا آشکارا سیاسی هستند یا رنگ و بوی سیاسی دارند؛ از شعر بلندِ «قصیده دماوندیه» تا بسیاری دیگر از قطعات، قصائد و غزلیات او. بهار اساسا ذهن سیاسی اجتماعی قدرتمند و یک نوع مسولیت‌پذیری اجتماعی در خویش احساس می‌کرد. حتا این تعهد، باعث شد در کابینه چهارم قوام‌السلطنه در اواسط دهه بیست خورشیدی، مدتی سمت وزارت فرهنگ را بپذیرد و این مساله موجب از میان رفتن سلامتی شکننده جسمی‌اش هم می‌شود. من هرگاه قصائد و قطعات بهار را به خاطر می‌آورم، ناخودآگاه از این حجم دغدغه و دلسوختگی این شاعر بزرگ خراسانی دلم می‌گیرد و حتا گاه اشک به چشمانم می‌آید. خود قصیده دماوندیه در جایی که می‌گوید:

چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند،
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی تو ای دماوند…
از آتش آه خلق مظلوم
وز شعله‌ی کیفر خداوند،
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و آفند!
 
جالب است که این ترکیب خلق مظلوم برای نخستین‌بار در شعر دوران مشروطیت و خصوصا اشعار ملک‌الشعرای بهار پدیدار می‌شود. اگر به سابقه‌ی ملک نگاهی مختصر بیندازیم، نیک می‌بینیم که او به موازات کار شاعری، کنشگری سیاسی اجتماعی و البته یک ایرانی دادخواه و آزادی‌خواه است و در راه اعاده مشروطیت و دموکراسی پارلمانی از هیچ تلاشی فروگزار نکرده است. بدین جهت است که در شعر ملک نیز این مضامین سیاسی و اجتماعی را همراه با صور درخشان خیال و زبان فاخر خراسانی به خوبی می‌بینیم و حس می‌کنیم!
 
همان‌طور که می‌دانیم؛ محمدتقی بهار از نوجوانی، به مشی و جریان مشروطه‌خواهی پیوست. شعر و ادبیات ایران در آن دوره، چه شرایطی داشت و ادیب‌بودن بهار در نسبت با این جریان، چگونه تفسیر می‌شود؟
نکته بسیار جالبی را مطرح کردید. ادبیات ایران در آستانه مشروطیت دچار یک تحول اساسی و معنادار شده است. از آن حالت رخوت و سستی و کهنه‌گرایی به در آمده و تحت تاثیر جریان‌های آزادی‌خواهانه و تجدد غرب، هم در شکل و هم در محتوا دگرگون شده است. در همان زمان شاعرانی چون میرزاده عشقی، عارف قزوینی و ایرج میرزا از سویی و از طرفی امثال سیداشرف‌الدین حسینی و دخو(میرزا علی‌اکبرخان دهخدا) فعالیت وسیع ادبی داشتند. در حقیقت حتا می‌توانیم بگوییم ریشه شعر نیمایی یا شعر نو، در همان زمان بسته شده است. ادبیات مشروطیت ادبیات دوران بیداری است و بهار هم که در ابتدای انقلاب مشروطیت در شهر زادگاهش مشهد می‌زیست، با آشنایی و آگاهی از جریان مشروطه و به اصطلاح فرانسوی، کنستیتوسیون، در سلک آزادی‌خواهان و احرار زمانه در آمد. در همان مشهد شروع به دفاع از مشروطیت نموده و مدتی هم در انتشار شب‌نامه و مطالب آزادی‌خواهانه اهتمام ورزید. بعدها بانی روزنامه نوبهار و تازه بهار شد. جالب است که پسرعموی او شیخ احمد بهار که معمم بود نیز از آزادی‌خواهان به نام خراسان بوده است. در حقیقت جریان مشروطه و ورود به جهان جدید، باعث شکوفایی ادبیات و دوری‌گزینی از مضامین کهنه، مدح‌نامه‌ها یا مضامین تکراری سلکی و عاشقانه-عرفانی شد. البته در اینجا مرادم عرفان تخدیری دوران قاجار و پیش از آن است نه عرفان ایرانی یا عرفان فعال. بگذریم. بهار با حفظ صلابت زبان و سبک خراسانی در اشعارش، با آغوش باز به سوی این جها‌ن تازه رفت. او توانست ضمن حفظ دیرینه زبانی و سبکی، در قصائد قطعات و حتا غزلیات‌اش، مضامین نو و به روزی را خلق کند. همان چندوجهی بودن زندگی ملک، باعث شد تجربه زیسته غنی و قابل توجهی داشته باشد و این در کار ادبی‌اش هم بسیار موثر واقع شد!
 
ملک‌الشعرا را بیشتر به شعرهای حماسی و قصاید توصیفی با درون‌مایه‌های میهن‌پرستی و… می‌شناسیم. به نظر شما، ویژگی‌های شعر بهار چیست و چه نسبتی با جریان شعر قبل و بعد از خودش دارد؟
به گمان من ملک‌الشعرای بهار حلقه وصل جریان پیش از خودش و البته جریان معاصر ادبیات است. او به عنوان یک ادیب و شاعر و سیاستمدار تمام‌وقت، هرگز علایق اصلی‌اش به فخامت زبان و ویژگی‌های ادبی سبک خراسانی را از دست نداد و در عین حال آزادانه تجدد و نوگرایی ادبی را با تغییرات عمده‌ای در استراتژی و نگاه شاعرانه‌اش پذیرا شد. در واقع این غول خراسانی بر شانه قدما(از جمله بیهقی و فردوسی و ناصر خسرو و نظامی و..) ایستاده است؛ ولی نگاهی رو به جلو دارد. از این حیث بهار مورد توجه و احترام هم‌نسلان خویش و البته جوانان آن دوران قرار گرفت. خاطرم هست که جایی از قول امید شعر خراسان (مهدی اخوان ثالث) خواندم که نقل می‌کرد در ابتدای جوانی به همراه یکی از دوستانش به دیدار ملک‌الشعرا رفته بوده و در آنجا مورد تحسین و تمجید استاد بیمار واقع می‌شود. منظورم این است که ملک‌الشعرا تا پایان زندگی‌اش، از تقویت و تحسین جوانان هنرمند و شاعر دوران دست برنداشت و در این زمینه هیچ تعصبی هم نداشت. به جز این، بهار ادیبی پرمطالعه بود. به گواهی همسر و دخترش، او بسیار پرخوان بود و بخش مهمی از اوقاتش را به کتاب خواندن می‌گذراند. چیزی که امروز نشانی از آن نیست. همین امروز کدام نویسنده یا شاعر جوانی را می‌توانیم مثال بزنیم که واقعا مطالعات جدی و عمیقی داشته باشد؟ بهار ادبیات کهن فارسی را به خوبی و استادانه می‌شناخت. با ادبیات جدید غرب آشنا بود و تحولات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی زمانه را با دقت می‌نگریست. این خصایل از بهار چهره‌ای متفاوت می‌سازد. به گمان من حساسیت‌های فرهنگی بهار، ناشی از عشقش به کشور و عشق او به زبان و فرهنگ فارسی و ایرانی است؛ چیزی که امروز در میان جوانان بسیار کمرنگ شده است؛ اما ویژگی اصلی شعر بهار به نظر من، تخیل اسطوره‌ای-حماسی، فخامت زبانی، تصاویر بکر و بدیع و روح ایران‌دوستی و آگاهی انسان ایرانی است. بهار به عنوان شاعر، رنجدیده و نکته‌سنج و درد آشناست و همه درد او از جهل، تزویر و البته شلتاق استبداد است؛ حتا استبداد با چهره‌هایی گول‌زننده و متفاوت… از این روی مشخصه اصلی شعر بهار در نگاه نخست زبان‌آوری، گستره واژگان و فخامت و صلابت سبک خراسانی است و در نگاه دیگر، تنوع مضامین و لطافت طبع و تخیل هموار و درخشانش است. من تصور می‌کنم او واپسین غول شعر یا جریان کلاسیک شعر فارسی بود و باید به حرمتش کلاه از سر برداریم. خوشحالم که در زمانه‌ای نزدیک به ملک‌الشعرا زندگی می‌کنم و هنوز می‌توانم مشخصات آن دوران را تا حدودی ادراک کنم. امروز سالروز به جهان آمدن ملک است. امید دارم شعر ملک و تحقیقات تاریخی و ادبی گران‌سنگش را بیشتر مرور کنیم. هزار نکته باریک‌تر ز مو اینجاست!
 
در پایان همچنین پیشنهاد می‌کنم علاقمندان جریان ترور میرزاده عشقی را از قول بهار بخوانند که سخت تکان‌دهنده است. جالب اینجاست که خود ملک‌الشعرا هم در لیست ترور ماموران دستگاه نظمیه وقت قرار داشت که البته کس دیگری(زنده‌یاد واعظ قزوینی) به‌جای او کشته شد و بهار جان سالم به در برد.
 



بهار، واپسین غول جریان کلاسیک شعر فارسی بود



نمایش در سایت منبع

علیرضا طبایی شاعر کاغذهای ابدی است – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


علیرضا طبایی شاعر کاغذهای ابدی است

blank

خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز)؛ علیرضا بهرامی: در دوره خاصی از تاریخ به سر می‌بریم. نه صرفا از این جهت که هر چند زرق و برق دارد، هولناک هم است. بیشتر منظورم از این زاویه است که هرچند گمان می‌کنیم دیجیتالیسم و توسعه تکنولوژی ارتباطی، شرایط «ماندگاری» را ایجاد کرده است، در آینده بیش از پیش معلوم خواهد شد که حاصل این دوران، «فراموشی» است.

این روزها تقریبا همه چیز در مواجهه با عموم مردم، در دست اختیار فضای مجازی افتاده است. چه شاعران درجه ۳ دیروزی که اکنون در صدر شبکه‌های مجازی نشسته‌اند و جولان می‌دهند. از این سخن تکراری اما مهم که «آنکه غربال به دست دارد، از پی می‌آید» بگذریم، واقعا به تصور شما به‌عنوان خواننده اهل فرهنگ این مطلب، چند دهه دیگر که این زیورآلات فرو بریزد و فراموش شود، شاعران جولان‌ده امروز، در قیاس با شاعرانی تثبیت‌شده در ده‌های ۴۰ و ۵۰ چه وضعیت و جایگاهی خواهند داشت؟

ما خودمان را گول نمی‌زنیم. موضوع خیلی واضح است؛ اولا کیفیت ادبی ملاک است که از این منظر، تکلیف روشن است. دیگر اینکه فضای وب هرچند سرعت انتشار بالایی به ارمغان آورده اما به همین نسبت، به دلیل شرایط مختلف فنی و اقتصادی، مصداق همان باد هواست که در آینده، برای حوزه‌هایی چون ادبیات، ماندگاری چندانی به ارمغان نخواهد آورد. 

زمانی تصور این شد که آمدن «تلویزیون»، مرگ «کتاب» را رقم می‌زند. زمانی هم فکر می‌کردند که «اینترنت» چنین خواهد کرد؛ اما بدیهی است که این‌چنین نشد. کتاب و رسانه مکتوب انگار چنان خاصیتی دارد که به این راحتی‌ها بی‌تاثیر نمی‌شود. کافی است در همین حوزه مورد بحثمان، یعنی ادبیات، یک بررسی ذهنی ولو کوچک داشته باشیم؛ درباره آثار و صاحبان آثار، مشهود خواهد بود که چه کسانی ماندگارتر بوده‌اند: آنان که به فرهنگ مکتوب تعلق داشتند و نیز به اصل کار و نه شعبده هیاهو و تریبون‌ها.

«علیرضا طبایی» نمونه خوبی است برای چنین بررسی. او که ۷۷سالگی‌اش مبارک ما باد، کارش را از نوجوانی در شیراز آغاز کرد و با سفر به تهران برای ادامه تحصیل، این شانس را یافت که آثارش در بهترین مجله‌های ادبی روزگار منتشر شود.

پس از آن، خود به مدت حدود ۱۵ سال مسوول صفحه‌های شعر مجله «جوانان امروز» مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات بود. مجله‌ای بسیار عام‌پسند و به قول معروف، «زرد» که صفحه‌های شعر وزینی داشت. بسیاری از نام‌آوران شعر این سال‌ها، ازجمله حسین منزوی، محمدعلی بهمنی، عمران صلاحی و بسیاری از نسل شاعران بالیده در سال‌های پس از انقلاب، یا کارشان را از آن صفحه‌ها شروع کردند، یا در آنها بالیدند.

البته این حضور، پس از پیروزی انقلاب و در جریان هیجان‌هایی که به اقتضای شرایط بود و بر تفکر چیره می‌شد، قطع شد. اتفاقا جالب است بدانید که گویا توسط آقای «حاتم قادری»!

علیرضا طبایی پس از آن، سال‌ها در انزوا و سکوت خواند و نوشت. بین انتشار دو کتاب شعرش ۲۵ سال، یعنی ربع قرن فاصله افتاد. از هر تریبون و محفل و هیجانی به دور بود. اما نتیجه چه شد؟ آیا فراموش شد؟ اتفاقا در بازگشت، کتابش جایزه گرفت و با گذر زمان، نامش بیش از پیش نزد اهالی جدی ادبیات و شعر اعتبار یافت. 

اتفاقا یکی از ویژگی‌های بارز طبایی در این است که همچنان و در هشتمین دهه زندگی‌اش، غزلسرایی است که ساحت‌های نو را جست‌وجو می‌کند و تجربه‌هایی پیشرو دارد.

در زمینه ترانه هم که مشغولیت او در سال‌هایی پیش از انقلاب بود، هر چه می‌گذرد، برخی از آثارش در نزد خاص و عام اقبال و اعتبار بالاتری می‌یابد و نامش بیشتر به این واسطه سر زبان‌هاست.

انگار این یک اصل اساسی است؛ هرچند آنان که هیاهو دارند، نسبت به آن‌هایی که در خلوت، کار کارستان خودشان را می‌کنند، در کوتاه‌مدت بیشتر دیده می‌شوند؛ اما واقعیت این است که در گذر زمان، هی رنگ می‌بازند، تا فراموش شوند.

عمر جناب طبایی حالاحالاها دراز باد؛ به اندازه‌ای از ماندگاری آثارش که تا ابد است.



علیرضا طبایی شاعر کاغذهای ابدی است



نمایش در سایت منبع

دیوان دوجلدی مسعود سعد سلمان به چاپ دوم رسید – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


دیوان دوجلدی مسعود سعد سلمان به چاپ دوم رسید – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان

blank

به گزارش اقطاع نیوز، دیوان مسعود سعد سلمان همراه با مقدمه، تصحیح و تعلیقاتِ محمد مهیار براساس نسخه حکیم اوغلو پاشا و مقابله با هشت نسخه کهن دیگر و استفاده از هفده جُنگ کهن پس از ۱۰ سال با ویراست جدید توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به بهای ۴۱۰ هزار تومان در دو جلد به چاپ دوم رسید.

مسعود سعد سلمان(۴۳۹– ۵۱۵ ق) شاخص‌ترین شاعر دورهٔ دوم غزنویان و یکی از ارکان استوار ادب فارسی محسوب می شود. دوران زندگی ادبی او که بیشتر در زندان های سو، دهک، نای و مرنج سپری شد، مصادف بود با آغاز حکومت سلطان ابراهیم تا پایان زمامداری بهرام شاه غزنوی. شکوائیه‌های جانسوز و تأثیرگذاری که وی در ایّام تحمّل این زندان ها، به سبکی دلپذیر و با کلامی بلیغ سروده است وی را به عنوان شاعری صاحب سبک، نزد شاعران زمان خود و قرون بعد مطرح کرده است.

علاوه بر آن، آگاهی و اشراف وی بر علوم متداول زمانش، همچون نجوم، فلسفه و سیاست، موجب آن شد تا در شعر وی علاوه بر بار عاطفی، رنگ و بوی خردورزی هم بتواند جلوه گری کند. این ویراست از دیوان مسعود سعد که بر اساس کهن ترین و معتبر ترین دست‌نوشته ها و جُنگ‌های متعدد و آخرین یافته ها دربارهٔ شعر و زندگی وی، تدوین شده است، نزدیک به شانزده هزار بیت می شود که مشتمل است بر اشعار فارسی و عربی مسعود سعد و سروده های دیگر شاعران در مدح و نقد شعر وی.

در بخش مقدمه این اثر، سخن درباره این چاپ، سال شما روزگار مسعود سعد، تحقیقات پیشینیان، گزارش کار، دست نوشته های دیوان مسعود سعد، حکومتگران دوره مسعود سعد، منابع تحقیقاتی درباره زندگانی مسعود سعد، خاندان، زندگانی و مرگ مسعود سعد، مذهب مسعود سعد، آرامگام مسعود سعد، شاهانی که مسعود سعد آنها را مدح گفته است، امرا و بزرگانی که مسعود سعد آنها را مدح گفته است، مسعود سعد و شاعران قبل از وی، مسعود سعد و شاعران هم عصرش، مسعود سعد و شاعران بعد از وی، اشعار مسعود سعد در کلیله و دمنه، اشعار، عربی مسعود سعد، وسعت اطلاعات مسعود سعد و فهرست اشعار.

اما متن اثر شامل قصاید، قطعات، شهرآشوب ها، نام روزهای فرس،نام روزهای هفته، نام ماه های فارسی، غزل ها، مثنوی، ترجیع بندها، مسمط ها، مستزاد، رباعی ها و پراکنده هاست.

در بخش پیوست ها هم تعلیقات، فرهنگ لغات، اختلاف نسخ، اعلام و منابع چاپی آمده است.

در بخشی از سخنی درباره چاپ اول این کتاب آمده است: چاپ اول این اثر در اسفند ماه سال ۱۳۹۰ منتشر شد؛ نگارنده در طول این مدت پیوسته در تلاش بوده است تا ویراست دوم با کیفیت بهتری تقدیم اهل ادب شود؛ با وجود آنکه چند سالی است که این اثر نایاب شده است، تجدید چاپ آن را منوط به زمانی کردم که تغییرات لازم را در اثر ایجاد کنم.
در این ویراست بعضی از اشتباهات و افتادگی های چاپ اول اصلاح شده است. هر چند تلاش شده است ساختار مقدمه محفوظ بماند، نکات نویافته ای بر آن افزوده شده است. تعلیقات و فرهنگ لغات کاملتر و مفیدتر شده است. فشردگی کتاب که در چاپ اول به دلایل متعدد بر اثر، تحمیل شده بود، برطرف کردیم؛ در نتیجه تعداد سطرهای هر هفته به صورت معیار درآمده است.اگرچه در چاپ اول هم از نسخه همدان استفاده شده است، اما نظر به اینکه کیفیت فیلم مطلوب نبود، نتوانستیم استفاده کاملی از این مأخذ کنیم، پس از چاپ اول فیلمی دیگر از این نسخه به دستم رسید که مشکلات قبلی را کاملا حل می کرد، این نسخه که بعد از نسخه حکیم اوغلو، دقیق ترین مأخذ ما محسوب می شود، با وجود فیلم کامل و خوانای جدید، هم ابیاتی نویافته بر دیوان مسعود سعد افزود و هم بسیاری از بدخوانی ها را مرتفع کرد. علاوه بر آن دستیابی به چند جنگ جدید هم ابیات نویافته ای بر دیوان اضافه کرد.
در طول این مدت بسیاری از دوستان و استادان و اهل نقد و نظر نکاتی را چه به صورت شفاهی و تلفنی و اینترنتی چه به صورت نشر در جراید به بنده تذکر داده اند که غالب آنها را به دیده منت پذیرا شدم و تا آنجا که میسر بود در متن اعمال کردم.



آرشیو اخبار فرهنگی سرویس خبری اقطاع نیوز



دیوان دوجلدی مسعود سعد سلمان به چاپ دوم رسید – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان



نمایش در سایت منبع

زمزمه هایی آیینی از مرحوم استاد «میر محمود فخر موسوی» – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


زمزمه هایی آیینی از مرحوم استاد «میر محمود فخر موسوی» – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان

blank

به گزارش اقطاع نیوز، مرحوم استاد فخر میر محمود (امیر) فخر موسوی علاوه بر انجام فعالیت‌های هنر در عرصه تئاتر و نمایشنامه نویسی در حوزه شعر و سرودن شعرهای آئینی نیز دستی توانا داشت.

در این فیلم بخشی کوتاه از شعر خوانی استاد فخر موسوی به نمایش در آمده است.

«حجله به حجله خون می باره، ژاله بذر غم می کاره»

میر محمود (امیر) فخر موسوی اهل و ساکن آستانه اشرفیه، متولد سال ۱۳۲۵ است. این استاد برجسته بیش از ۵۰ سال در زمینه‌های مختلف بازیگری تئاتر و سینما، شعر آئینی، نوحه سرایی، مداحی، کارگردانی تئاتر و دیگر فعالیت‌های فرهنگی و هنری فعالیت داشته است.

از وی چندین جلد کتاب و کاست شعر و منظومه گیلکی منتشر شده و در طول ۵۰ سال اخیر، نمایش‌هایی چون جنگل خوس، در حضور باد، سورپریز، خرقه ارغوانی، شال ترس ممد، دخمه و اویی به کارگردانی فخر موسوی به اجرا رسیده است.



آرشیو استانی سرویس خبری اقطاع نیوز



زمزمه هایی آیینی از مرحوم استاد «میر محمود فخر موسوی» – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان



نمایش در سایت منبع

بهره‌مندی خراسان‌جنوبی از ۵۰۰ شاعر/۲۳ انجمن ادبی فعالیت دارند – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


بهره‌مندی خراسان‌جنوبی از ۵۰۰ شاعر/۲۳ انجمن ادبی فعالیت دارند – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان

blank

حسن رمضانی در گفت و گو با اقطاع نیوز با اشاره به ۲۷ شهریورماه روز شعر و ادب فارسی اظهار کرد: ما در خراسان‌جنوبی حدود ۵۰۰ شاعر فعال و ۱۵۰ نویسنده داریم.

معاون امور فرهنگی و رسانه‌ای فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان‌جنوبی گفت: شاعران معمولاً بنا بر حالات شاعرانه و یا در جشنواره‌ها و شب شعرهای مختلف اشعار خود را می‌سرایند و بعد از مدت زمانی آنان را در قالب کتاب به چاپ می‌رسانند.

رمضانی با اشاره به فعالیت ۲۳ انجمن ادبی در خراسان‌جنوبی اظهار کرد: از این ۲۳ انجمن تعداد ۱۵ انجمن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شناسه ثبت دریافت کرده‌اند و بقیه نیز در حال طی کردن مراحل ثبت هستند.

وی بیان‌کرد: تنها انجمن‌های ادبی ثبت شده از مزایا و کمک‌های معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهره‌مند خواهند شد.

معاون امور فرهنگی و رسانه‌ای فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان‌جنوبی درباره معرفی شخصیت‌های نام آشنای ادبی خراسان‌جنوبی گفت: یکی از مهمترین شعرا و شخصیت‌های ادبی خراسان‌جنوبی ابن حسام خوسفی است که برای بسیاری از مردم شناخته شده است.

رمضانی ادامه‌داد: در راستای معرفی بیشتر این شخصیت ارزشمند، جشنواره شعر منطقه‌ای ابن حسام را با همکاری جهاد دانشگاهی خراسان‌جنوبی به صورت دوسالانه برگزار می‌کنیم که در سال ۱۴۰۰ نیز برگزار خواهد شد.

وی یادآور شد: از اولویت‌های خرید کتاب برای ما، کتب شعر شاعران خراسان‌جنوبی در راستای حمایت از فعالان عرصه شعر و ادب است.



آرشیو استانی سرویس خبری اقطاع نیوز



بهره‌مندی خراسان‌جنوبی از ۵۰۰ شاعر/۲۳ انجمن ادبی فعالیت دارند – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان



نمایش در سایت منبع

نوزدهمین شماره مجله ادبی «چامه» منتشر شد – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


نوزدهمین شماره مجله ادبی «چامه» منتشر شد

blank

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز)، محمدصادق رحمانیان، مدیر و سردبیر این دو ماهنامه ادبی در سرمقاله این شماره دوماهنامه ادبی چامه در مطلبی با عنوان «آموزگار عشق و شاعری» گفته است: دریافتی که به هنگام مطالعه کتاب ۴۴۴‌صفحه‌ای «به یاد دکتر علی‌محمد حق‌شناس» داشتم، از او انسانی جست‌وجو‌گر، آزاد و علاقه‌مند به شعر و ادبیات، شوخ‌طبع و با عاطفه سرشار که گاه به زودرنجی می‌زد، عاشق طبیعت و گل و گیاه به دست می‌داد.

وی در ادامه این سرمقاله آورده است: «علی‌محمد حق‌شناس، دانشجوی ممتاز سال‌های دور که می‌توانست در رشته‌های پردرآمد به تحصیل ادامه دهد، به دانش زبان‌شناسی علاقه نشان داد تا در پیشرفت علمی ادبیات دیروز و امروز مؤثر باشد، و چنانچه خود باور داشت در ادبیات جنبه‌هایی هست که اگر آن‌ها را در مطالعات زبان‌شناسی به کارگیرند، شناخت درست‌تر، ژرف‌تر و گسترده‌تری نسبت به زبان و زبان‌شناسی حاصل می‌شود. او بین ادبیات و زبان‌شناسی رابطه‌ای تنگاتنگ قائل بود و در مقالاتی‌چند این ارتباط را تبیین کرده بود. انتشار دو مجموعه شعر «بودگانی‌ها» و «بودن در شعر و آینه» از او دانشمندی ساخته بود که زبان‌شناسی را از دریچه شعر می‌نگریست.»

ابوالقاسم اسماعیل‌پور در آغاز یادداشت مجله نوشته است: «دکتر حق‌شناس با دیگران تفاوت‌های عمده داشت. ویژگی‌های عاطفی و اخلاقی‌اش، در کنار دانش ژرف او چه خوش نشسته بود. او حتی حاضر نشد پیکرش در قطعۀ هنرمندان و فرهیختگان به خاک سپرده شود و آرزویش این بود که در گوشه‌ای پرت در بنفشه‌ده کلاردشت آرام گیرد.»

محمود معتقدی شاعر شناخت‌شدۀ هم‌روزگار ما با ۲۱ شعر کوتاه تازه‌ترین شعرهای خود را به دوستداران چامه عرضه کرده است.

داستان: ابوالفضل رضا قوچانی (‌با داستان چشم به راه)، علیرضا جوانمرد (با داستان مرثیه)، سمیه کشوری (با داستان لالایی)، مرجان طلایی (با داستان گردوی شهر پرتقال)، مهدی شاطر (کیک-نوشابه) و بابک طیبی (تصمیم کبری، عزم زیور) در این شماره قلم زده‌اند. سرپرستی بخش داستان به عهده محمدجواد جزینی است.

شعر: تازه‌ترین شعرهای عبدالحسین فرزاد، محمدباقر کلاهی اهری، ساغر شفیعی، شهرام پوررستم، عبدالرحمان فرقانی‌فر، حسن فرخی، محمد آشور، سریا داودی حموله، روح‌الله رویین، حسین علی‌اکبری هره‌دشت، رحیم پاک‌نژاد، حمید روزبان، فرزاد شجاع و سیروس امیری زنگنه در شمارۀ نوزدهم چامه به چشم می‌خورد. این بخش زیرنظر ضیاءالدین خالقی آماده می‌شود.

 ویژه‌نامه: در این بخش علاوه بر بازنشر مصاحبۀ دکتر حق‌شناس مطالب، یادداشت‌ها و مقالاتی از استادان دانشگاه آمده است. در این بخش این نام‌ها دیده می‌شود: علی‌اصغر محمدخانی،  کورش صفوی، حسین سامعی، شهرام رفیع‌زاده ، سیدمصطفی عاصی، حسن ذوالفقاری، محمود بیجن‌خان، شهین نعمت‌زاده،‌ نگار داوری اردکانی، فاطمه راکعی، سیدعلی‌اصغر سلطانی، مهدی سبزواری، اسکندر صالحی، شهرام مدرس خیابانی، شمس لنگرودی، زهرا ابوالحسنی چیمه، عادل بیابانگرد جوان، صادق رشیدی، شاپور جورکش، پریسا درخشان مقدم، علیرضا حسن‌زاده و احمد حبیبی. فاطمه عظیمی‌فرد دبیری ویژ‌نامۀ دکتر علی‌محمد حق‌شناس را در شمارۀ نوزدهم چامه به عهده داشت.

شعر و ترجمه: شعرهای احمد عبدالمُعطی حجازی، شاعر مبارز و کهنسال مصری را فرزانه حمانیان وصادق  رحمانی ترجمه کرده‌اند. سعید یوسف‌نیا، مانی موسوی غزل‌های خود را به دوستداران شعر کلاسیک تقدیم کرده‌اند. مسعود غفوری، در کارگاه ترجمۀ شعرهای «مونگ لن؛ Mong-Lan» را بررسی کرده است. دو داستان از «کیت شوپن؛kate chopin» را روح‌الله داتلی بیگی، پژوهشگر ساکن اصفهان ترجمه کرده است و راحله بهادر یک مصاحبۀ اختصاصی با «دنیل  گَسکن ؛ Daniel Gascon» داستان‌نویس اسپانیایی انجام داده و چند داستان کوتاه او را ترجمه و منتشر کرده است.

چامک: محمدجعفر محمدزاده، رباعی‌های نظامی را در «نزهه المجالس» بررسی و نقد کرده است و مسعود عابدین‌نژاد بخش دوم و پایانی سلسله‌یادداشت‌هایی با نام «ضد خاطرات» نقبی به زندگی دکتر احمد فردید از دفتر خاطرات دانشجویی زده است و با نگاه به نامه‌های صادق هدایت، هویداها و دیگران فضای درس و کلاس او را واکاویده است.

شمارۀ بیستم دوماهنامۀ ادبی چامه که هفتۀ اول آبان ماه ۱۴۰۰ منتشر می‌شود، ویژه‌نامه‌ای برای‌ سیروس نوذری، پژوهشگر ادبی و شاعر کوتاه‌سرا خواهد بود که کیوان اصلاح‌پذیر شاعر و منتقد شیرازی دبیر این بخش خواهد بود.

علاقه‌مندان به نسخه کاغذی علاوه بر کتابفروشی‌ها و دکه‌های معتبر می‌توانند برای خرید نسخه کاغذی به طور مستقیم به این نشانی  https://idpay.ir/chamehmag/shop  مراجعه و آن را تهیه کنند.

از این‌جا می‌توانید صفحات آغازین شماره نوزدهم «چامه» را مشاهده کنید.



نوزدهمین شماره مجله ادبی «چامه» منتشر شد



نمایش در سایت منبع

«گوش‌ماهی کر» نوشته «یاسر بابایی» منتشر شد – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


«گوش‌ماهی کر» نوشته «یاسر بابایی» منتشر شد

blank

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز) در ایلام، نشر «نیشتمان» تازه‌ترین مجموعه نثر «یاسر بابایی»، شاعر و نویسنده‌ ایلامی را با عنوان «گوش‌ماهیِ کر» در ۱۴۱ صفحه و به قیمت ۲۲ هزار تومان منتشر کرده است.
 
این کتاب -که دوازدهمین اثر اوست- مجموعه‌ای از ۳۰ قطعه مناجات با نثر معاصر و بخشی با عنوان «آیه‌نوشته‌ها» را تشکیل می‌دهد که با الهام و استفاده از برخی آیات ۱۱ سوره قرآن مجید، در قالب نثر ادبی طی سالیان اخیر نوشته شده و روز تاسوعای حسینی در یک جلد منتشر و روانه کتابفروشی‌ها شده است.
 
بسیاری از قطعات این کتاب، درددل‌هایی مبتنی بر آیات و دعاهای ائمه معصومین(ع) است که گاه، شخصی، گاهی، اجتماعی و حتی سیاسی است. در آیه‌نوشته‌ها نیز وفاداری کامل به اصل آیات رعایت شده و به فراخور برخی آیات بسط داده و نقبی به امروز زده شده است.
 
«یاسر بابایی»، متولد ۱۳۵۸ در ایلام و دانشجوی علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد است و تاکنون کتاب‌های پوست‌کنده‌تر از مرگ (مجموعه داستان)، تسبیح سرخ (نمایش‌نامه) داماد افلاکی (ازدواج و سلوک خانوادگی رزمندگان و شهدای ایلام در دفاع مقدس)، در امتداد زخم (خاطرات سردار رشید اسلام عبدالرضا اسماعیلی، اولین فرمانده گردان استان ایلام)، دشت گل (نمایش‌نامه رادیویی)، شمع را در چند شب پروانه‌ها (شعر برگزیده‌ دانشجویان کشور در بخش مثنوی)، شیر شکار (خاطرات سردار رشید اسلام شهید مرتضی ساده‌‌میری (به روایت همسر، خانواده، دوستان و هم‌رزمان)، قاف‌‌نشین (تاریخ شفاهی دفاع مقدس به روایت حسین قادری)، مِهر مهران (رمان نوجوان) و نمک جبهه (شوخی‌های جبهه‌ای رزمندگان و شهدای ایلام در دفاع مقدس) از او منتشر شده است.

 در چهارمین دوره جایزه کتاب سال استان ایلام در سال ۹۹، کتاب «قاف‌نشین» در گونه تاریخ شفاهی دفاع مقدس، در بخش مستندنگاری به عنوان اثر تقدیری انتخاب و تجلیل شد.



«گوش‌ماهی کر» نوشته «یاسر بابایی» منتشر شد



نمایش در سایت منبع

حضرت زینب (س) بزرگ‌ترین شعر حادثه کربلا را سرود – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


حضرت زینب (س) بزرگ‌ترین شعر حادثه کربلا را سرود

blank

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز) در خوزستان، محمود خرقانی شاعر کودک و نوجوان در یازدهمین نشست مجازی انجمن شاعران نوجوان آیینه‌های ناگهان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مسجدسلیمان گفت: در این ایام محرم و روزهای در منزل ماندن به جز داستان خواندن و فیلم دیدن می‌توانیم فلسفه محرم و فرهنگ عاشورا با شعر خواندن بشناسیم.

خرقانی ضمن توضیح شعرهای مذهبی تصریح کرد: شعرهای مذهبی معروف به شعرهای آیینی موضوع‌شان در مورد ائمه و مسائل دینی است و از علاقه‌مندی شاعران آیینی شعر گفتن در خصوص واقعه کربلا است. به باور من بزرگترین شعر را حضرت زینب (س) با این جمله «در کربلا هیچ چیزی ندیدم به جز زیبایی» سروده است و شاعران می‌توانند با الهام گرفتن از آن شعرهای خوبی بسُرایند.

این منتقد ادبی با بیان اینکه در شعرهای آیینی به ویژه محرم نمادها نقش تاثیرگذاری دارند، افزود: در شعرهای آیینی به ویژه محرم با نمادها مرتبط هستیم که به مرور زمان سینه به سینه نقل شده‌اند و آنچه در ذهن مردم جا دارد، نمادها هستند چون نمی‌توانیم مستقیم به سراغ ائمه برویم.

وی ادامه داد: کار شعر نیز غیر مستقیم گویی و زیباگویی است و برای هرکدام از المان‌های کربلا نمادهای زیادی وجود دارد. خورشید نماد امام حسین (ع)، به‌جای نیزه از نی استفاده می‌شود که هم آهنگ می‌زند و صدای محزون دارد و از دیگر نمادها: شیر،آینه، گل‌های سرخ از جمله لاله است که در کربلا کارایی زیاد دارد و  نماد ماه به حضرت “عباس” (ع) نسبت داده می‌شود.  

خرقانی با مرور بر مجموعه شاعرانی که با موضوع کربلا شعر گفته‌اند، بیان کرد: اولین نفری که پس  از انقلاب به حادثه کربلا در شعرش پرداخت «سید علی موسوی گرمارودی» با شعر «خط خون» بود و بعد از آن شاعران دیگری  مثل: «سید حسن موسوی» و «محمدسعید میرزایی»  و…  شعر سرودند و شعری در مورد عاشورا قوی‌تر است که بتواند به زیبایی‌های این قیام ظریف و عاشقانه‌های بین حضرت «عباس» (ع) و امام «حسین» (ع) به خوبی  اشاره  کند، نه اینکه تنها به ناله‌های این واقعه اکتفا کند.

نویسنده «بافته‌های عنکبوتی خسته» افزود: برای اینکه شاعران بتوانند نگاه شاعرانه‌تری به  صحرای  داشته و از آن الهام بگیرند پیشنهاد می‌کنم فیلم «روزواقعه» به کارگردانی شهرام اسدی را ببینند این فیلم بسیار شاعرانه حادثه کربلا را به تصویر کشیده است.

خرقانی در ادامه سخنان خود با اشاره‌ به برخی تفاوت‌های شعر سپید و وزن دار بیان کرد: شعر وزن دار و آهنگین مثل این  است که شما یک سطح صاف را کاشی‌کاری می‌کنید که ردیف و قافیه وزن دارد و برمبنای آن، وزن کلمات چیده می‌شود، اما در شعر سپید وزن و آهنگ وجود ندارد که بر اساس آن کلمات را بچینیم و همانند این است که شما یک گنبدی را کاشی‌کاری می‌کنید که حالت قوصی دارد و چیدن کاشی‌های کلمات کنار هم بسیار حایز اهمیت است. در شعر سپید با دو موضوع چگونه نوشتن و چه چیز را نوشتن و وزن و آهنگ تاثیرگذار شکل نوشن از بالا تا پایین که بسیار حساس و مهم است؛ ارتباط داریم و باید بتوانید با محکم‌ترین کلمه‌ها شعر را شروع کنید.

وی گفت: در شعرها تا می‌توانید از حالت ذهنی بکاهید و به حالت عینی بیفزایید زیرا چیزهای ذهنی که در بیرون برای آنها مصداقی نداریم، کار را سخت‌تر می‌کند. باید تلاش کنید در مورد یک مطلب از زوایای مختلف و همراه با کشف نگاه کنید زیرا در شعر سپید کشف بسیار مهم است.

شاعر کودک و نوجوان مشهدی در پایان با تاکید به نوجوانان که باید برای شعر نوشتن، شعرهای ساده، وزن و قافیه دار بخوانید، یادآور شد: اگر شاعران شعر سپید در آغاز کار از شعر وزن دار استفاده کنند در آینده به شاعران قویتر تبدیل شده چون می‌دانند کلمات را در شعر سپید چگونه برقصانند.

 

 



حضرت زینب (س) بزرگ‌ترین شعر حادثه کربلا را سرود



نمایش در سایت منبع

صفدر تقی‌زاده، استادِ معلمی‌کردن بود – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


صفدر تقی‌زاده، استادِ معلمی‌کردن بود

صفدر تقی‌زاده، استادِ معلمی‌کردن بود
خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز)، مجتبا نریمان: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی من و خیلی‌های دیگر بود. شغل اصلی‌اش را شاید مترجمی و نویسندگی بدانند اما استادِ معلمی کردن بود. نبوغی شگرف داشت در شناخت و معرفی نویسندگان جوان به جامعه ادبی ایران. از ناصر تقوایی گرفته تا فرخنده آقایی… 

برای عده زیادی از آن‌ها که رمان «پیرمرد و دریا» همینگوی را خوانده‌اند و «سینما پارادیزو» تورناتوره را دیده‌اند یک موضوع قابل درک نبود و آن، رفاقت پیرمردی بود با پسرکی! چطور می‌شود چنین رابطه احساسی میان دو نفر با این اختلاف سن شکل بگیرد. بله غریب است این‌که می‌گویم. اختلاف سن من و صفدر تقی‌زاده شصت‌سال بود. گاهی شاگردش بودم، گاهی همراهش، گاهی همکارش، گاهی چون پسرش و گاهی همچون یک دوست. من در این بازار ادب هیچ‌کس را نداشتم. نه خانواده‌ای که اهل ادب باشد و نه رشته دانشگاهی‌ام مرتبط بود با آنچه علاقه داشتم. آن‌که دستم را گرفت و هدایت کرد مرا صفدر تقی‌زاده بود. راه را نشانم داد، روی نوشته‌هایم با مداد و دست‌های لرزانش خط کشید و اصلاح‌شان کرد. پدر معنوی انتشارات نریمان و مجله ادبی «نوپا» بود و اگر حمایت‌هایش نبود هیچ‌گاه جرئت و جسارت شروع این راه را به‌دست نمی‌آوردم. نمی‌دانید چه لذتبخش است وجود چنین آدمی در زندگی‌تان. یک نفر پیرِ راه در کنارتان باشد و حرف که بزند مسیر را نشانت بدهد. انسانیت را نشانت بدهد. شرافت را نشانت بدهد. دقیق‌ بودن و درست بودن و بهترین بودن را نشانت بدهد. به حرف‌هایش شک نداشته باشی و سرشار باشی از ایمان. همه این‌ها و خیلی بیش‌تر از این‌ها برای من و بسیاری از اهالی ادبیات صفدر تقی‌زاده بود که اگر می‌خواهید به بخشی از دریای وجودش پی ببرید رمان «پیرمرد و دریا» را با ترجمه کهنه‌رفیقش نجف دریابندری بخوانید و سینما پارادیزو را ببینید. بعید از مادرِ گیتی چون او و دریابندری و باطنی و… به این زودی‌ها فرزندی بزاید. هرکدام از این نام‌ها همراه با خودشان بخشی از تاریخ و فرهنگ و ادبیات این سرزمین را به زیر خاک بردند و باید شاکر باشیم برای آنچه از آن‌ها مانده است و افسوس بخوریم برای آنچه می‌توانستند از خود به‌جای بگذارند و به هزار و یک دلیل نشد.

صفدر تقی‌زاده را می‌توان با عنوان یک مترجم معرفی کرد، یک نویسنده یا یک منقد ادبی یا حتا منقد سینمایی، اما آن‌چه رنگ زیباتری به صورت و سیرت او بخشیده بود جایگاه معلمیِ تقی‌زاده بود. او از تمام توان و داشته‌های خود برای آموزش و کشف استعدادها استفاده می‌کرد. مترجمی و نویسندگی و منقدی‌اش را برای پیش‌بُرد معلمی‌اش به‌کار می‌‌گرفت و در هر انتشارات و مجله‌ای مسئولیتی داشت برای چاپِ نوشت هیچ نویسنده با استعدادی دریغ نمی‌کرد.



صفدر تقی‌زاده، استادِ معلمی‌کردن بود



نمایش در سایت منبع

استاد هه‌ژار به عنوان یک شاعر برجسته ملی کرد برای همه ایرانیان قابل احترام است – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


استاد هه‌ژار به عنوان یک شاعر برجسته ملی کرد برای همه ایرانیان قابل احترام است

blank

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز) در آذربایجان‌غربی، عارف خدرلو، فرماندار مهاباد، در حاشیه غبارروبی از مزار استاد هه‌ژار، به خبرنگار اقطاع نیوز گفت: استاد هه‌ژار به عنوان یک شاعر برجسته ملی کرد برای همه ایرانیان و هنرمندان و هنردوستان قابل تقدیر و احترام است.

وی افزود: آتش زدن تندیس این هنرمند توسط فرد یا افراد ناشناس باعث جریحه‌دار شدن احساسات شهروندان و دوستداران این بزرگمرد در کل جهان شده است.

این مسئول ادامه داد: به محض اطلاع از این مسئله دستورات لازم برای مرمت و بازسازی سریع این تندیس به پرسنل شهرداری مهاباد صادر و مراتب بلافاصله در دستور کار این سازمان قرار گرفت.

فرماندار ویژه مهاباد بیان کرد: همچنین پیگیری و شناسایی عامل یا عاملان آتش‌زدن پیکر استاد هه‌ژار نیز توسط دادستانی انجام شده و رایزنی‌های لازم در این خصوص با نیروهای نظامی و امنیتی ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار اقطاع نیوز در آذربایجان‌غربی، پنج‌شنبه تندیس ماموستا هه‌ژار توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد که بلافاصله با دریافت گزارش آتش سوزی ماموران سازمان آتش نشانی جهت اطفای حریق به محل اعزام شدند. 

عبدالرحمان شرفکندی متخلص به ماموستا «هه‌ژار» نویسنده، محقق، مترجم و شاعر نامدار کُرد در سن ۶۹سالگی، در سال ۱۳۶۹ دار فانی را وداع گفت و در قطعه هنرمندان مهاباد به خاک سپرده شد. این نویسنده و شاعر نامدار در طول سالیانی که به کار نویسندگی و پژوهش پرداخت، آثار متعددی در زمینه های مختلف ادبی، فرهنگی و دینی خلق کرد.

ترجمه قرآن کریم به زبان کُردی، ترجمه کتاب قانون شیخ الرییس بوعلی سینا، تهیه فرهنگ لغت کردی فارسی «هه‌نبانه بورینه»، دیوان شعر «هه‌ژار بو کوردستان»، «چیشتی مجیور»، شرح دیوان ملای جزیری به کردی و ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام به زبان کُردی از دیگر آثار این شاعر نامدار است.



استاد هه‌ژار به عنوان یک شاعر برجسته ملی کرد برای همه ایرانیان قابل احترام است



نمایش در سایت منبع

نجوای حسین (ع) در فلق پیچیده است – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


نجوای حسین (ع) در فلق پیچیده است – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان

blank

به گزارش اقطاع نیوز، حسین طهماسبی شاعر شعر آئینی شعری را در وصف حادثه تاسوعا و عاشورا سروده و ظهر پنجشنبه آن را در دومین مراسم عزاداری اداره کل تبلیغات اسلامی استان اصفهان قرائت کرده است.

«ای کشتی نجات به طوفان خوش آمدی

دریا به التهاب بیابان خوش آمدی

باران تشنه در تب صحرا چه می‌کنی

باران به خشکسالی ایمان خوش آمدی

ارزان فروختند تو را این حرامیان

یوسف به کارزار غلامان خوش آمدی

عقل تمام عشق تو را حکم می‌کند

حالا به دام این همه برهان خوش آمدی

دیدم کسی نمانده برای غم حسین

بی یار و بی سپاه به میدان خوش آمدی

شاهی که روی شانه احمد پناه توست

اینجا به زیر سم ستوران خوش آمدی

وقتی عقیق دست تو را دید ساربان

تیغی کشید و گفت سلیمان خوش آمدی

بر روی نیزه زلف رها کرده تو بود

بر روی نیزه زلف پریشان خوش آمدی

بادختر سه ساله خود قصه را بگو

بابا به خارزار مغیلان خوش آمدی

خون یحیی هنوز هم گرم است

شعله‌های تنور غم گرم است

روضه خوان باز روضه می‌خواند

خط به خط شعر محتشم گرم است

اشک تا از جگر به چشم آمد

گونه ام سوخت نم به نم گرم است

دستهایم پر است از تاول

از تب ماجرا قلم گرم است

من امیدم به صبح پیروزی است

نفس پاک صبحدم گرم است

سجاده دشت کربلا تفتیده است

نجوای حسین (ع) در فلق پیچیده است

هر کس که نماز را نخواند با او

سر را به سر خاک فقط سائیده است»



آرشیو استانی سرویس خبری اقطاع نیوز



نجوای حسین (ع) در فلق پیچیده است – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان



نمایش در سایت منبع

دستور دادستان مهاباد برای شناسایی عاملان آتش زدن تندیس ماموستا هژار – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


دستور دادستان مهاباد برای شناسایی عاملان آتش زدن تندیس ماموستا هژار

مهراب پوراکبر، دادستان شهرستان مهاباد، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(اقطاع نیوز) در آذربایجان‌غربی، گفت: در خصوص آتش زدن مجسمه استاد هژار دستورات قضایی به نیروهای محترم انتظامی و امنیتی در خصوص شناسایی و دستگیری فوری عاملین صادر شده است.
 


وی افزود: قطعا با افرادی که با چنین اقداماتی در صدد تحریک احساسات جامعه و اخلال در نظم و امنیت جامعه هستند، به‌ صورت جدی برخورد خواهد شد.

 


همچنین بنابراعلام به گفته روابط عمومی نیروی انتظامی شهرستان مهاباد، شناسایی عامل یا عاملان این آتش سوزی از طریق دوربین‌های تعبیه شده در محل حادثه در دست اقدام بوده که پس از بررسی لازم نتیجه از طریق اصحاب رسانه اطلاع رسانی خواهد شد.


 

در همین رابطه جلال محمودزاده، نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی نیز با محکوم کردن آتش‌زدن تندیس «استاد هه‌ژار»  نویسنده و شاعر بزرگ کرد خواهان شناسایی و مجازات بانیان این حادثه شد.

 


وی افزود: طی هماهنگی با استاندار آذربایجان‌غربی، فرماندار و فرمانده انتظامی مهاباد مقرر شد تا عوامل تخریب پیکره و تندیس ماموستا هه‌ژار که نماد فخر ملی کشور و افتخار مردم کرد زبان است شناسایی و مجازات شوند.

 


نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: باید با عاملان برهم زدن نظم و آرامش جامعه و جریحه‌دار کردن احساسات مردم برخورد شود تا زمینه سواستفاده بدخواهان فراهم نشود. ماموستا هه‌ژار از نویسندگان، شاعران و مترجمان بزرگ منطقه بوده که هرگونه اهانت به تندیس وی غیرقابل گذشت است.


   

blank



یادآوری می‌شود، عبدالرحمان شرفکندی متخلص به ماموستا «هه‌ژار» نویسنده، محقق، مترجم و شاعر نامدار کُرد در سن ۶۹ سالگی در سال ۱۳۶۹ دار فانی را وداع گفت و در قطعه هنرمندان مهاباد به خاک سپرده شد. این نویسنده و شاعر نامدار در طول سالیانی که به کار نویسندگی و پژوهش می‌پرداخت، آثار متعددی در زمینه‎‌های مختلف ادبی، فرهنگی و دینی خلق کرد. ترجمه قرآن کریم به زبان کُردی، ترجمه کتاب «قانون» شیخ‌الرئیس بوعلی‌ سینا، تهیه فرهنگ لغت کردی فارسی «هه‌نبانه بورینه»، دیوان شعر «هه‌ژار بو کوردستان»، «چیشتی مجیور»، شرح دیوان ملای جزیری به کردی و ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام به زبان کُردی از دیگر آثار این شاعر نامدار است.



دستور دادستان مهاباد برای شناسایی عاملان آتش زدن تندیس ماموستا هژار



نمایش در سایت منبع

سیطره‌ اسطوره‌های تاریخی | اقطاع نیوز – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


سیطره‌ اسطوره‌های تاریخی | اقطاع نیوز

blank

خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز)، محمد صابری: سامرست موام می‌گوید ادبیات یا گذراست و یا ناهمخوان و سومی ندارد، از این منظر مجموعه‌ی «عیلام بعد حمله‌ی آشوربانیپال» ادبیات ناهمخوان است؛ چراکه در نگاه اول دشمنان زیادی را در برابرش خواهد دید.

گفتم دشمن چراکه در جایی دیگر گوستاو فلوبر می‌گوید در مقابل ادبیات ناهمخوان دو گروه سرسختانه و لجوجانه ایستاده‌اند، گروه اول مردمان عامی که از آگاهی و دانایی سخت می‌هراسند و گروه دوم دولت‌هایی که هر فهم و درک فراتر از ذهنیت‌شان را تاب نمی‌آورند. تا این جای کار باید نتیجه گرفت که مجموعه‌ی عیلام راه سختی را باید طی کند تا در ذهن زمان باقی بماند‌.

از سه گونه‌ی نقد ساختاری، مضمون و زیباشناختی که تعریف و نزد اصحاب اندیشه پذیرفته شده من از همین منظر سوم یعنی زیباشناختی به مجموعه‌ی پیش رو نگاهی گذرا و کوتاه می‌اندازم و مابقی را به بزرگان وامی‌گذارم.

مضامین و تصویرهای به‌کاررفته تحت سیطره‌ی اسطوره‌های تاریخی و گاه افسانه‌ای به روایت‌های عاشقانه‌ای می‌پردازد که تازگی و طراوت‌، بداعت و سخن‌پردازی‌های آوانگاد را می‌توان در آن‌ها دید، حرف‌های تازه و بدیع در قالب‌هایی نه کلیشه‌ای که کاملا ژرف و معنادار در اشکال متنوعی از غزل، غزل مرکب، چهارپاره و غزل مثنوی‌های مجموعه خواند‌.

و اما عشق این برجسته‌ترین شکل ذهن و زبان عموم شاعران در اینجا تنها دغدغه‌ی شاعر نیست در پیچاپیچ سخن دردهایی اجتماعی، مفاهیمی فلسفی و گاه روانشناختی نیز به چشم می‌آیند که نمی‌توان به‌راحتی از آن‌ها گذشت.

شاعر در هر بیت و یا بندی از شعر از رویاهای ناکامِ نه خود که اجتماعی سرخورده سخن می‌گوید و با در هم آمیختن عاطفه و تخیل حسی ناب را به تصویر می‌کشد، درد می‌کشد و در کنار دردمندان به زیباترین شکل ممکن همدردی می‌کند، امیدوارست و در عین حال افسرده ازین همه انباشتگی ناموزون.

در این باب بیشتر خواهم گفت به شرط بقا. 

اولین چاپ مجموعه‌ی شعر عیلام بعد حمله‌ی آشوربانیپال به همت نشر مهر و دل به قلم رضا شالبافان به‌تازگی به بازار نشر آمده است.

از این مجموعه چند بیتی از شعر نخستین آن می‌خوانیم:

شیطان اگر که از همه‌ی جنت خدا

حوای چشم‌های تو را برگزیده است

خیلی عجیب نیست چراکه در این جهان

هرکس به قدر همت خود سیب چیده است

….

عبدالحلیم حافظ شهرست چشم‌هات

در کافه‌های قهوه‌ای قاهران مصر

بیروت گونه‌های تو بوده‌ست از ازل

غزه به جرم زلف تو در خون تپیده است



سیطره‌ اسطوره‌های تاریخی | اقطاع نیوز



نمایش در سایت منبع

محمدسرور رجایی در کنار سید شهیدان اهل قلم آرام گرفت – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


محمدسرور رجایی در کنار سید شهیدان اهل قلم آرام گرفت

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز) پیکر چهره خوشنام و پرتلاش جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، مرحوم محمدسرور رجایی، از قطعه شهدای مدافع حرم لشکر فاطمیون به سمت قطعه ۲۹ تشییع و پس از اقامه نماز در کنار این قطعه، در جوار شهید سعید سیاح طاهری و در نزدیکی سید شهیدان اهل قلم به خاک سپرده شد.

blank

در این مراسم جز خانواده و آشنایان آن مرحوم، مسئولانی چون حجت الاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، محمدمهدی دادمان، رئیس حوزه هنری، سیداحمد عبودتیان، مسئول بنیاد خاتم الاوصیا، مجید بذرافکن، مدیر مرکز مطالعات راهبردی هنر انقلاب اسلامی، حسین شاهمرادی، مدیر موسسه انتشارات امیرکبیر، علی‌محمد مودب، مدیر موسسه فرهنگی شهرستان ادب و وحید جلیلی، مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی حضور داشتند؛ همچنین مصطفی راضی جلالی، مدیر دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی، به نمایندگی از مؤسسه خانه کتاب و ادبیات ایران.

blank

محسن مؤمنی شریف، اسماعیل امینی، غلامرضا طریقی، میلاد عرفان پور، محمدرضا شهبازی، حامد بامروت نژاد، محمدحسین بدری و حجت عدالت پناه از دیگر چهره های فرهنگی حاضر در مراسم بودند. 

«از دشت لیلی تا جزیره مجنون» خاطرات رزمندگان افغانستانی دفاع  مقدس، «ماموریت خدا» هفت روایت از احمدرضا سعیدی، شهید ایرانی جهاد اسلامی افغانستان و «در آغوش قلب ها»، دربردارنده اشعار و خاطرات مردم افغانستان از امام خمینی، آثار منتشرشده مرحوم رجایی‌ است. 

کتاب خاطرات «شهید دکتر سیدعلی شاه موسوی گردیزی» از فرماندهان جهادی افغانستان -که به دست داعش ترور شد- از آثار در دست انتشار آن خلوت گزیده است. 

رجایی همچنین عضو هیأت تحریریه مجله‌های سوره و راه بود و ده‌ها مقاله، یادداشت و گزارش درباره روابط فرهنگی ایران و افغانستان به یادگار گذاشت.



محمدسرور رجایی در کنار سید شهیدان اهل قلم آرام گرفت



نمایش در سایت منبع

گمگشتگانی در دل تاریخ پهناور – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


گمگشتگانی در دل تاریخ پهناور

blank

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (اقطاع نیوز) متن یادداشت ایشان بدین قرار است:

«در طول سال‌هایی که به کار نوشتن و خواندن -توامان- مشغولم، همواره به مشکلی اساسی برخورده ام و ‌هربار که یک جای خالی در حوزه های نگارشی، خواه رمان، خواه نمایشنامه و‌ گاهی فیلمنامه یافته ام، تلاش کرده ام این جای خالی را پر کنم و همین جای خالی ذهنم را  به کنجی پرتاب کرده تا برای خلق و یا پیشنهاد به همکارانم،‌ بر موضوعی زمان بگذرانند و اثری خلق کنند که این جای خالی پُر شود. واقعه غدیر خُم و شرحِ زندگی امیر المومنین علی (ع) میان این فضاها پس از ساخت سریال امام علی (ع)، خیال بسیاری را راحت کرد که اکنون دیگر یک سریال فاخر دینی در این باره داریم؛ اما آیا چنین بود؟ حتی اگر پاسخ مثبت باشد، آیا در حوزه رمان و نمایشنامه هم چنین شده است؟ نمایشنامه های واقعه خوانی «جهاز جادو» از محمد چرمشیر، «امیر» از محمد رحمانیان، «مجلس ضریت زدن» از بهرام بیضایی و ‌«مهر و آیینه ها» از حمید امجد، شاید نمونه های جذابی برای کسانی باشد که فرم گرا و علاقمند به تئاتر اتمسفر هستند؛ اما هیچ ربطی به زندگی امام (ع) ندارند و زندگیِ ایشان سخت در میان آنها مظلوم است. در این میان کاراکترهایی هستند که به دلیل عشق به امام معصوم، سنگ بنای ِ تازه ای در حوزه ی ادبیات منظوم علوی اند و سخت دراماتیک و البته ناشنیده. یکی از این شخصیت ها با تخلص نام هنری «باذل مشهدی» است که سروده ی «حمله حیدری» با درک تکنیکی از شاهنامه فردوسی و درونمایه ی شرح دلاوری های ایشان است. باذل آنقدر غریب مانده است که حتی نمی دانیم متولد کدام سال است؛ اما جست و جوها و تطابق های تاریخی حدود سال های ۱۰۳۷ تا ۱۰۵۲ شمسی را نشان می دهد. باذل و بسیاری چون او نه تنها امروز که در ایام خود نیز غریب بودند؛ دورانی که دوران افول صفویان بود و ازبک ها شرق کشور را ناامن کرده بودند و این مزید بر علت شد تا بزرگانی چون باذل مشهدی و صائب تبریزی، جهان را گسترده یابند و راهی هند شوند؛ دربار گورکانیان که بستری مُهیا و آرام برای هنر فرهنگ و تجمیع ادیان شده بود. سال ها پیش از مهاجرتِ «محمود مشهدی» پدرِ باذل، عمویش «میرزا محمدطاهر» به هند مهاجرت کرد و در دربار گورکانی به مقام وزارت رسید و نامش شد «وزیرخان». محمود مشهدی در سال های تاراج خراسان توسط ازبک ها همراه با برادرزاده هایش به هند مهاجرت کرد. عموزاده هایی که به واسطه هنر و دانش در دیوان خانه گورکانی به شغل دیوانی و دبیری پرداختند. این مهاجرت پس از تخریب بخش عظیمی از «مدرسه میرزاجعفر» که توسط عموی دیگر باذل، «میرزاجعفر سروقد» ساخته شده بود، اتفاق افتاد. این ها را گفتم که بدانیم باذل از دل خانواده ای بافرهنگ و اصیل با ریشه هایی متصل به هنر بیرون آمده است. مهاجرت های بسیاری این چنین در قرن دهم و یازدهم سبب شد تا با حمایت دولتمردان ایرانی «حلقه ادبی برهان پور» که نام شهری در هند است، در دوران «اکبرشاه» تشکیل شود و تا دوران «اورنگ زیب» و حتی پس از پادشاهی او، حیاتی پویا و سرزنده داشته باشد. اگرچه باذل هیچ وقت در این حلقه تعریف نشد و همچنان غریب ماند؛ اما وجود این حلقه ادبی از ایرانیان مهاجر و حضور بسیاری از نخبگان ایرانی در مراکز فرهنگی و ادبی دکن، اجمیر، آگره، گجرات، لاهور، فتحپور، سند و برهان‌پور، پشتوانه خوبی برای ظهورش شد و شهر‌های لاهور، کابل و قندهار برای باذل و بسیاری از ایرانیان مبدل به دروازه‌‌های هند شد. پدر باذل با سفارش وزیرخان به شغل دیوانسالاری در دربار اورنگ زیب مشغول می شود و باذل در شاه جهان آباد (دهلی) به سفارش عمویش، به دربار اورنگ زیب دعوت می‌شود. اورنگ زیب -که همچون نیاکان خود شیفته هنر است- شیفته شاعرانگیِ باذل می شود و بارها او را به حلقه شاعران درباری دعوت می کند. باذل -که در این سال ها در فکرِ سرودن حماسه «حمله حیدری» با تاثر از شاهنامه فردوسی بوده است- در این حلقه ها به خوانش این حماسه می پردازد. «ناصرعلی سرهندی» ملقب به «صائبای ثانی» و متخلص به «علی» یکی از وزنه های سنگین در این حلقه های ادبی است. ناصرعلی سرهندی در میان استادان مطرح در طرز خیال در نزد تذکره نویسان هندی جایگاه خاصی دارد. بـه نظـر مـی رسـد شاعران و ادبای هندی، شعر و شیوه ناصرعلی را در مقابـل شـهرت و محبوبیـت «صـائب تبریزی» علم کردند و نسبت بـه اهمیـت و اعتبـار ناصـرعلی و شـعرش در هنـد تعصـب داشتند. رابطه او و باذل چنان شکرآب است که در این جلسات سروده های حماسی اش را مورد تمسخر قرار می دهد. این غربتی ست در غربت! که ما با ندیدن و نخواندنش در تمام این سال ها و قرن های پس از او به آن دامن زده ایم و همچنان او را در پستو و دهلیزها چپانده ایم؛ بی آنکه بدانیم بیش از آنکه باذل آسیب ببیند، خود نیز از آشنایی با قهرمانی دراماتیک محروم مانده ایم و او را همچنان از دست داده ایم و او را بی وطن رها کرده ایم. باذل بعد از مدتی از سوی اورنگ زیب به نزد پسرش «معزالدین» می رود تا در دربار او، شغل دیوانی داشته باشد. سپس از سوی اورنگ زیب، حاکم «بانْس بَریلی» و بعد مأمور حراست «قلعه گوالیار» می شود؛ قلعه ای که بیشتر محل اسارت دولتمردانی بوده است که توسط پادشاهان تازه اسیر می شدند. باذل بیش از آنکه به شغل خود توجه نشان بدهد، به کمک کردن و رفع امور و مشکلات مردم می پردازد؛ با این رویکرد است که با مرگ اورنگ زیب از شغل خود عزل می شود. به نظر می رسد بعد از این عزل است که باذل به «حیدرآباد» می رود. قصه حیدرآباد هم در این ایام شنیدنی است.

«میرمحمد مومن استرآبادی» یکی دیگر از مهاجران ایرانی در هند است که پیش از به سلطنت رسیدن اورنگ زیب به دربار «داراشکوه» برادرِ اورنگ زیب می رود. او از سادات استرآباد و آموزگار فرزندان شاه طهماسب صفوی بود و در زمان شاه محمد خدابنده از ایران می رود. میرمحمد مومن وقتی به جنوب هند می آید، دو کار مهم انجام می دهد. یکی تأسیس شهر حیدرآباد و دیگری ترویج عمومی مذهب شیعه با تأسیس عاشورخانه‌ها و برپایی علم‌هایی با نام شهدای کربلا که علاقه شخصی میرمؤمن در هر دو دخالت داشت. میرمحمد مومن زمینی را می خرد و خاک کربلا را در آن پخش می کند و کاروانسرا، مسجد و آب انباری در آن می سازد و با تمام ملحقاتش وقف قبرستان می کند. او عده ای از مسلمانان را استخدام می کند و به آنان احکام کفن و دفن مردگان را آموزش می دهد. انتخاب نام حیدرآباد برای شهری که محمد مومن ساخت به دلیل علاقه ی او به حضرت علی (ع) است. او در این شهرِ تازه برای حل مشکل آب رسانی به مردم سد می سازد.

سال ها بعد باذل در این شهر حدود ۵۰ سال به نگارش «حماسه حمله حیدری» می پردازد که معروف‌ترین اثر اوست و یک حماسه دینی درباره سیره حضرت رسول اکرم (ص) و به تقلید شاهنامه فردوسی به بحر متقارب سروده شده است؛ اثری که مفاد بسیاری از احادیث نبوی را در دل خود گنجانده است و از این حیث گنجینه ای است برای ما. در جریان نگارش این حماسه، نگارگری کتاب را یک زن به عهده دارد که نامش را هیچ کس نمی داند؛ اما به جهت نوع نقش و نگارها در مورد زن بودنِ این نگارگر اتفاق نظر است؛ زیرا زنان به صورت فرشته یا نورانی با لباس های روشن و شاد کشیده شده اند. و از طرفی تعداد زنان با مردان در تصاویر برابری می کند. این یعنی مهم بودن نقش زنان در نگاه نگارگر و همینطور تصویرسازی ذهنی باذل! زنان در نگاره‌های مذهبی کمتر به تصویر درمی‌آیند و اگر هم مصوّر شوند جلوه و خودنمایی چندانی ندارند؛ اما نگاره‌های این نسخه از خلاف‌آمد عادت تبعیت کرده و به زنان حضور پررنگی بخشیده است. البته خاستگاه هندی نگاره‌ها هم در این امر نقش داشته است. چهره و لباس زنان به سبک هندی ترسیم شده است؛ زنان جامه‌های رنگی و ساری پوشیده‌اند و چهره‌نگاری آنان با چشمان درشت مشکی، ابروان پرپشت و بینی کشیده و گیسوان مشکی و مجعّد ترسیم شده است. تصاویر متعدّدی از زنان درحال دف‌نوازی، جشن و پایکوبی در نگاره‌های این نسخه ترسیم شده است؛ ازجمله نگاره «فرارسیدن سیّد عالم به فتح و فیروزی به مدینه مشرفه» که انبوه زنان رنگین‌جامه را نشان می‌دهد که دف می‌نوازند و کف می‌زنند. در نگاره‌ای دیگر تصویر حضرت فاطمه (س) مانند سایر معصومین، به‌صورت شعله نور ترسیم شده که در بالای تصویر جای گرفته است و زنان گرد او تجمع کرده‌اند. در این نگاره‌ها زنان عموماً جامه یا شال قرمز دارند و شال یا ساری خود را به سبک زنان هندی بر سر بسته‌اند. ساختار تصویری نگاره «عقد سیّد النسا با سیّد الاولیا (ع)» به دو پلان تقسیم شده‌ است: پلان بالا مجلس مردان را با مرکزیّت حضرت علی (ع) (به‌صورت شعلۀ نور) نشان می‌دهد؛ درحالی‌که پیامبر (ص) در بالای مجلس نشسته است و مردان سرگرم شرب هستند. پلان پایینْ مجلس زنانه را درحال نواختن دف و پایکوبی زنان نشان می‌دهد. از حضرت فاطمه (س) تصویری ترسیم نشده است؛ اما در گوشه پایین تصویر، حجله عروس به‌صورت اتاقی گنبدمانند با پرده‌های سفید و طلایی ترسیم شده ‌است که چهار زن با پرهایی در دست مقابل در آن ایستاده‌اند. یکی از نسخه های نفیس حملۀ حیدری مورّخ ۱۲۲۲ به شماره ۱۰۳۰ نگهداری‌شده در کتابخانۀ ملّی فرانسه است که خودِ این سفرِ کتاب از دهلی تا فرانسه دستمایه خوبی برای دراماتیک سازی است. این نسخه، دویست و چهل و یک نگاره به سبک هندی دارد؛ به خط نستعلیق است و همه صفحات آن با رنگ طلا و خطی از شنگرف جدول‌کشی شده است. اشعار در جدول‌های چهارستونی نوشته شده و داخل جدول‌ها با نقوش گیاهی تزیین شده‌ است. هر صفحه رکابه دارد و در دوره‌های بعد، احتمالاً مالکان نسخه آن را با اعداد لاتین شماره‌گذاری کرده‌اند. شماره صفحاتی که در این پژوهش ذکر می‌شود، بر مبنای اعداد لاتین است. یکی از تزیینات پرکاربرد این نسخه استفاده از نقوش هندسی به شکل مثلث‌های رنگین (سبز، نارنجی، صورتی، قرمز و غیره) است که زمینۀ آن گاهی با اسلیمی‌های طلایی تزیین شده و گاهی شیوه چینش آن ها در کنار هم لوزی‌هایی را تشکیل داده که در لابه‌لای آن اشعار نوشته شده است. در پاسخ به این پرسش که نگارگر برای شمایل‌نگاری چه شیوه‌های خلاقانه‌ای را ابداع کرده است، می‌توان گفت شمایل‌نگاری مذهبی در نگاره‌های حمله حیدری به‌گونه‌ای متفاوت جلوه یافته است؛ زیرا شیوه رایج در مذهبی‌نگاری این است که فقط چهره با هالۀ نور یا روبند سفید پوشانده شود؛ اما در نگاره‌های این نسخه همه پیکره به‌صورت شعله کامل نور نشان داده شده است. همچنین در پاسخ به این پرسش که شمایل‌نگاری حضرت محمّد (ص)، حضرت علی (ع) و اهل‌بیت (ع) در این نسخه چگونه صورت گرفته است، مشخص شد که شمایل‌نگاری به‌صورت شعلۀ نور برای همه شخصیّت‌های دینی اعم از پیامبر (ص)، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س)، اهل‌بیت (ع) و پیامبران اولوالعزم (ع) به‌طور یکسان به کار رفته است. این شیوۀ شمایل‌نگاری به‌صورت آتشی به رنگ طلایی است که با شنگرف قلم‌گیری شده است. یکی از ویژگی‌های این نسخه اهمیّت‌دادن به جایگاه ویژه زنان در نگاره‌هاست. زنان در بسیاری از نگاره‌ها حضور دارند و گاه یگانه‌موضوع نگاره هستند. توجه ویژه به حضرت فاطمه (س) از نمونه‌های دیگر توجه به جایگاه زن در نگاره‌های این نسخه است. این نکته نیز گفتنی است که در نگاره‌های مذهبی معمولاً زن جایگاه پررنگی ندارد؛ اما این نسخه تعریفی جدید از جایگاه زن ارائه داده است. جبرئیل جایگاه ویژه‌ای در نگاره‌های این نسخه دارد و یکی از نگاره‌های آغازین به تصویر تمام‌صفحه جبرئیل اختصاص یافته است. تصویر جبرئیل در نگاره‌های دیگر نیز با بال‌های افراشته سفید، جامه سرخ، عبای سبز یا طلایی و عمامه طلایی شمایل‌نگاری شده است. مذهبی‌نگاری در نگاره‌های حملۀ حیدری شیوه‌ای جدید در تصویرگری خلق کرده است که با سیاق نگاره‌های پیشین متفاوت است؛ ازاین‌رو این نسخه در قیاس با نمونه‌های مشابه آن جایگاهی منحصربه‌فرد یافته است.

این همان از دست رفته دوران ماست؛ از دست رفته ای که نه به ضرر باذل که به زیان خودمان است. بسیار شخصیت های بزرگ در این تاریخ پهناور گم شده اند و وظیفه نویسندگانی که نام پژوهشگر را به دنبال اسم خود یدک می کشند، بیرون کشیدن همین گمشده های تاریخی هستند تا دورانی را متصل به احوال این روزهایمان پیش چشممان زنده کنند.» 



گمگشتگانی در دل تاریخ پهناور



نمایش در سایت منبع

هر فرد در هر جایگاه باید به نحو مطلوب منشأ اثرات مفید باشد – اقطاع نیوز | اخبار ایران و جهان


هر فرد در هر جایگاه باید به نحو مطلوب منشأ اثرات مفید باشد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(اقطاع نیوز) در ایلام، ظاهر سارایی در این آئین در پاسخ به دیدگاه‌ها و نظرات حاضران، بیان کرد: همه ما در مقابل مردم و جامعه مسئول هستیم. هر فرد در هر جایگاه بایستی به نحو مطلوب منشأ اثرات مفید باشد تا در دل مردم جای گیرد. همه جهان را وطن خود می‌دانم و به زبان خاصی تعصب ندارم، اما کاملا مشخص است که تمام انسان‌ها برای خانواده خویش اهتمام دارند، بنده نیز مستثنی نبوده و برای زبان و فرهنگ سرزمینم تلاش کردم.

وی گفت: اگر در عمر فعالیت فرهنگی و علمی توفیقاتی به‌دست آمده، قطعا با حمایت، همراهی و پشتیبانی اهالی فرهنگ و هنر و در نهایت با لطف و محبت مردم بوده است.

 

شاعر «قله‌های مه‌آلود» اضافه کرد: حفظ زبان و فرهنگ علاوه بر ایجاد وحدت و همدلی، اعتماد به نفس جامعه را نیز افزایش می‌دهد. استان ما یک «ایل بزرگ» است که هیچگاه رویدادهای زودگذر بر این انسجام اثر سوء بر جای نخواهد گذاشت.

 

سارایی عوامل برگزاری این محفل را نجیب و بااصالت دانست و تصریح کرد: انسان‌های نجیب و بااصالت، زبان قدرشناسی و قدردانی در وجودشان به نیکی نهادینه شده است.

 


محمدعلی اکبری؛ رئیس دانشگاه ایلام در ادامه این برنامه، گفت: امروزه بیش از هر زمان دیگری در درون زندگی شهری به وجود انسان‌های با سرمایه اجتماعی بالا نیاز فراوان داریم. ایجاد فهم مشترک در زندگی شهری توسط حلقه‌های اتصال راحت‌تر صورت می‌گیرد. بدون تردید قدردان سرمایه‌های اجتماعی جامعه خاصه قدردان تلاش‌های استاد سارایی در عرصه فرهنگ و ادب که آثار آن در رفتارهای اجتماعی جامعه کاملا محسوس و مشخص است، خواهیم بود.

 


محمدعلی قاسمی؛ شاعر، نویسنده و مدیر حوزه هنری استان ایلام نیز در سخنانی بیان کرد: ظاهر سارایی، شخصیتی جهان‌شمول دارد. مشی و شیوه او بر سادگی و بی‌آلایشی است. هرکس ظرفیت عزیزِ مردم شدن را ندارد، اما سارایی امروز عزیز مردم است، چون در دل مردم جای گرفته و ماندگار شده است. تلاش‌های استاد سارایی زبان کردی ایلامی را به خارج از جغرافیای استان ایلام منتقل کرد و امروز ما به این سرمایه افتخار می‌کنیم.

 


blank 



بهروز سپیدنامه؛ شاعر، پژوهشگر و عضو هیات علمی دانشگاه ایلام، به‌عنوان دیگر سخنران این آئین گرامیداشت، گفت: اولین رسم‌الخط کُردی کاربردی و اولین دستور زبان کُردی، توسط استاد سارایی شکل گرفت. مثنوی ارزشمند و اثر بی‌مانند «دنیا تَم و دنیا توز» ماندگارترین اثر استاد در هر برهه زمانی خاص، کاربرد دارد و به وسیله مردم زمزمه و تکرار می‌شود. تلاش‌های فراوانی برای مصادره‌ «غلامرضاخان ارکوازی» توسط افرادی خارج از جغرافیای ایلام صورت گرفت، اما برگزاری «کنگره غلامرضاخان ارکوازی» و انتشار کتاب «شاعر قله‌های مه آلود» توسط استاد سارایی، این میراث معنوی ارزشمند و  این گنجینه ادبی در سرزمین اصلی‌اش برای همیشه تاریخ، ماندگار شد.

 


در بخش دیگری از این آئین، حسن افشار؛ پیشکسوت فرهنگی،در سخنانی کوتاه، اظهار کرد: تکریم و یادآوری اقدامات خوب افراد در زمان حیات آن فرد، رفتاری بسیار نیکو و حسنه‌ است که بایستی فرهنگ‌سازی شود. همه انسان‌ها یکبار متولد و یکبار هم از این دنیای فانی سفر می‌کنند، اما می‌توان با اثرگذاری مثبت در جامعه و با خلق آثار، تولدها را تکرار کرد. استاد سارایی ازجمله ادیبان و شاعران توانایی است که تاکنون با آثار فاخرش، تولد چندین‌باره داشته است.

 


blank



جهانگیر چراغی؛ شهردار چوار نیز گفت: هر زمان که طرح‌های عمرانی و زیرساختی با چاشنی فرهنگ و هنر آمیخته باشند، ماندگاری و اثربخشی آن‌ها در جامعه بیشتر خودنمایی می‌شود. شهروندان به‌راحتی با سازه و ابنیه برگرفته از فرهنگ و هنر آن منطقه انس گرفته و تعامل رفتاری بهتری شکل می‌گیرد.


 


همچنین محمدمهدی صندوق‌آبادی؛ رئیس انجمن هنرهای تجسمی استان ایلام، بیان کرد: درخت تنومند فرهنگ و هنر استان ایلام با ظاهر سارایی بارور شده است. روز تولد استاد را بایستی قدر بداریم و به همدیگر تبریک بگوییم.

 


 blank


در پایان این برنامه، پرتره ظاهر سارایی، اثر هنرمند جوان «مالک محمدزاده» به وی تقدیم شد.

 


 


آشنایی با ظاهر سارایی
متولد ۱۳۴۳ در ایلام است. پس از اخذ دیپلم در زادگاه و ادامه تحصیل در مرکز تربیت‌ معلم شهید اشرفی اصفهانی در کرمانشاه به کسوت معلمی در آمد. وی تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه‌های علامه طباطبایی تهران و شهید چمران اهواز ادامه داد و سال‌ها در دبیرستان‌ها و مراکز آموزش عالی ایلام به خدمت مشغول شد و اینک به‌افتخار بازنشستگی نائل‌ آمده است.

در کارنامه فرهنگی‌اش سابقه حضور فعال در عرصه سرایش شعر فارسی و کردی و تألیف کتاب و نگارش مقالات متعدد را داشته و تاکنون آثاری همچون «به هر چه تازه سلام»، (مجموعه شعر فارسی)، «ش‍اع‍ر ق‍ل‍ه‌ه‍ای‌ م‍ه‌آل‍ود»(ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌، ت‍رج‍م‍ه‌ و ش‍رح‌ اش‍ع‍ار غ‍لام‌رض‍ا ارک‍وازی‌ ب‍ه‌ ان‍ض‍م‍ام‌ درآم‍دی‌ ب‍ر کُ‍رد و س‍ی‍ر ت‍اری‍خ‍ی‌ و ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ او و ت‍اری‍خ‌ اس‍ت‍ان‌ ای‍لام‌)، «میرکان» (دریچه‌ای به ادبیات شفاهی مردم ایلام) با مشارکت صیدمحمد درخشنده، «دیوان آرام» (شرح و تدوین دیوان اشعار علی‌اصغر عباسی‌آرام)، «که‌لیمه‌ و که‌مووته‌ر» (مجموعه شعر کردی)، «برگ‍زی‍ده‌ ادب‍ی‍ات‌ م‍ع‍اص‍ر» (م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ش‍ع‍ر فارسی)، «نشد پروانه‌ی باغ تو باشم.» (برگزیده سومین دوره جایزه کتاب سال استان ایلام در سال ۹۸ در بخش شعر) ؛‏‫ هوچ بی‌هچان (مجموعه شعر کردی) و…منتشر کرده است.

سارایی، افتخارات زیادی در سطح کشور کسب کرده که از آن‌جمله می‌توان به کسب رتبه اول در جشنواره بین‌المللی شعر فجر و کسب رتبه دوم تألیف کتاب معلم به خاطر تألیف «دیوان غلامرضا خان ارکوازی» اشاره کرد.

ظاهر سارایی مدیر انتشارات «زانا» است و تاکنون کتاب‌ها و آثار فراوانی در حوزه‌ تخصصی شعر و پژوهش و… در زبان‌های کردی و فارسی منتشر کرده است.



هر فرد در هر جایگاه باید به نحو مطلوب منشأ اثرات مفید باشد



نمایش در سایت منبع